گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
200
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
ابتدا پيشنهاد شد كه به صورت ستونى انبوه ( فالانژ ) يعنى استقرار نفرات پشتسرهم و به صورتى بسته و پيوسته حركت كنند ولى گزنفون گفت به اين پيشنهاد ايرادات متعددى وارد است و اظهار داشت حركت ستونى در كوهستان به وضعى منظم مقدور نخواهد بود و افراد ناچار پراكنده مىشوند زيرا كه وضع راه همه جا يكسان نيست بعلاوه اگر ستون خيلى طولانى شود صفوف رزمى به حد كافى گسترش نخواهد يافت تا بتوان دشمن را از پهلو در ميان گرفت و بدين ترتيب آنها خواهند توانست از جناح و عقب به ما حملهور شوند . از طرف ديگر نيز اگر صفوف خود را خيلى گسترش دهيم تا رفع آن خطر و محظور شده باشد در اين صورت ستون عمق چندانى نخواهد داشت و آسان قابل شكست خواهد بود . توصيهء من اينست كه سربازان سنگين اسلحه ( هوپلايت ) را به دستههاى متعدد قسمت كنيم و هر گردانى صد نفر و به شكل ستون پيش بروند و بين ستونها هم فاصله باشد تا بتوانند از حد دشمن بگذرند و هر دستهاى را بايد دليرترين نفر رهبرى كند و از بهترين راه كوهستانى كه مقدور باشد عبور كنند . بدين ترتيب كلخيدها جرأت حمله نخواهند نمود زيرا اگر از بين ستونها يورشى نمايند از دو طرف بوسيلهء ما محاصره خواهند شد . اين پيشنهاد تصويب گشت و سربازان سنگين اسلحه به هشتاد گروه صد نفرى تقسيم شدند در حالى كه نفرات سبك اسلحه هم به سه گروهان ششصد نفرى قسمت و در خط ميانه و جناحين مستقر گرديدند . قبل از شروع نبرد گزنفون در بياناتى مختصر و سلحشورانه نفرات را چنين خطاب نمود :